X
تبلیغات
مهاجر...!!!

مهاجر...!!!
 
قالب وبلاگ
تا که بودیم نبودیم کسی                      کشت مارا غم بی هم نفسی

تا که مردیم همگی یار شدن                 تاکه خفتیم همه بیدار شدن

قدر آیینه بدانید تاکه هست                  نه در آن لحظه که افتاد و شکست

[ چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391 ] [ 17:15 ] [ sasan ] [ ]
 qrm7x1yf6gfpp0si0x7.jpg   حالمان بد نیست غم کم میخوریم

                                     کم که نه هر روز کم کم میخوریم

درمیان خلق سر در گم شدیم

                                                 عاقبت آلوده ی مردم شدیم

آب میخواهم سرابم میدهند

                                                عشق میخواهم عذابم میدهند

بعد از این بابی کسی خو میکنم

                                                آنچه در دل داشتم رو میکنم

[ شنبه بیست و یکم مرداد 1391 ] [ 16:25 ] [ sasan ] [ ]
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه/گوشت بدنشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردن/زمستان تمام شد و کلاغ مرد/اما جوجه هاش نجات یافتند و گفتند:آخی خوب شد مرد راحت شدیم از غذای تکراری/این است واقعیت تلخ روزگار ما
[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:58 ] [ sasan ] [ ]
روز مرگم اشک را شیدا کنید

روی قبرم عشق را پیدا کنید

روز مرگم خاک را باور کنید

 روی قبرم لاله را پرپر کنید

 جامه را خاک و خاکستر کنید

 خانه ام را وقف نیلوفر کنید

پیکرم را غرق در شبنم کنید

 روی قبرم لاله ای را خم کنید

 دور قبرم را کمی خلوت کنیدروز مرگم دوست را دعوت کنید

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:9 ] [ sasan ] [ ]

از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست


من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست


غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست


در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست


می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست


شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست


[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 10:9 ] [ sasan ] [ ]

مفهوم عشق

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
ا
ز خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.

راستی تصویر بالا کاراکتر چینی سنتی به مفهوم عشق است


[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 19:55 ] [ sasan ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
امکانات وب